تبلیغات
علوم محیط زست Environmental Science - روز شمار نابودی

علوم محیط زست Environmental Science

یادمان باشد محیط زیست میراث گذشتگان نیست، آن را از آیندگان به امانت گرفته ایم.

مدیر سایتسیما سفیدیان

به سایت ما خوش آمدید

آرشیو مطالب

لیست کامل مطالب سایت

آخرین عناوین
موضوعات
پیوندها
روزانه ها
امکانات سایت
آمار کل
بازدید
امروز
بازدید
دیروز
بازدید
ماه قبل
بازدید
این ماه
بازدید
آخرین بازید
بروزرسانی
نعداد مطالب
مطلب
نویسندگان
چهارشنبه 22 دی 1389  ساعت 16:15 نظرات
نویسنده: زینب دوستی

 

 

هر صباحی غمی از دور زمان پیش آید

گویم این نیز هم بر سر غم های دگر

باز گویم که نه، دوران حیات این همه نیست

سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر

  

بیست و شش آبان: آتش سوزی ها شروع می شوند. سیجان، ریگ چشمه، کیارام و روستای ترسه مینودشت همان روز می سوزند. حریق در مناطق جدا از هم رخ داده و " نقطه ای" بوده و ربطی به یکدیگر ندارند. مسئولان فکر می کنند نهایتا تا فردای آن روز قضیه ختم به خیر شود. آتش اما کم کم به مناطق دیگر سرایت می کند.

 

بیست و نه آبان: مردم خبر می دهند! که آتش سوزی های چهار روز گذشته منجر به سوختن و از بین رفتن برخی گونه های حیات وحش و گیاهان منحصر به فرد شده و خسارت جبران ناپذیری وارد کرده است.

 

دو آذر: آتش مرحله اول مهار می شود. خبر می دهند آتشی هم که در پارک ملی گلستان آسیب رسانده بود، خاموش شده.

 

شش آذر: فاز دوم آتش سوزی جنگل شروع می شود. جنگل های گرگان، علی آباد کتول و مینودشت آتش گرفته و نیروهای هلال احمر، منابع طبیعی، محیط زیست، لشگر سی گرگان، بسیج و مردم با استفاده از تجهیزات لازم مشغول اطفای حریق می شوند.

 

هفت آذر: در حالی که هفتصد نفر بسیج شده اند تا آتش علی آباد کتول را مهار کنند، خبر می رسد که آتش به جان جنگلهای رودبار در استان گیلان هم افتاده. آنجا یک آتش سوزی دیگر هم اتفاق می افتد که به این یکی ربط ندارد!

 

هشت آذر: شش و نیم هکتار از جنگلهای منطقه کالپوش شهرستان شاهرود هم مرز با جنگلهای گلستان طمعه حریق شد. با پنجاه نفر! نیرو،  آتش مهار می شود اما کارشناس حفاظت و حمایت اداره کل منابع طبیعی استان سمنان خبر می دهد که در دو هفته گذشته این سومین حریق است که در این منطقه رخ داده و در مجموع چهارده هکتار از جنگلهای این منطقه در این مدت دچار حریق شده است.

 

ده آذر: در حالی که همه به گلستان چشم دوخته اند، درختهای یک جای دیگر کشور هم آتش می گیرند. آتش بیست هکتار از جنگلهای دنا در مرز بین کهگیلویه و بویر احمد و چهار محال و بختیاری را در می نوردد... در این حادثه بیش از دویست و پنجاه  اصله درخت بلوط به طور کامل در آتش می سوزند و به سه هزار و هفتصد و پنجاه درخت دیگر هم آسیب جدی وارد می شود.

 

چهارده آذر: استاندار گلستان می گوید که " ما منکر سوختن درختان نیستیم  اما درختانی سوخته اند که پیر و کهنسال بوده یا روی زمین افتاده اند!"

 

شانزده آذر: یکی از زیباترین چشم اندازهای طبیعت ایران؛ جنگل اَبَر در شاهرود هم طعمه حریق می شود. جایی حدود پنجاه کیلومتری شمال شرق شاهرود.

 

بیست و دو آذر: مدیر کل منابع طبیعی استان گیلان خبر میدهد که به دلیل وزش باد گرم سی هکتار از جنگلهای آلیان فومن، ویسرود شفت، سیاهکل و منطقه درفک رودبار آتش گرفته است ولی نیروها مشغول کارند...!

 

بیست و سه آذر: باران به داد جنگلهای گلستان می رسد . خیلی از مناطقی که در مرحله سوم آتش گرفته بود، خاموش میشود.

 

هشت دی: سری چهارم آتش سوزی در شرق جنگلهای گلستان کلید می خورد. هیاتی از خبرنگاران تهرانی برای بازدید از جنگلهای گلستان به منطقه اعزام می شوند.

 

و امروز: همان خبرنگارانی که به منطقه اعزام شده بودند، هنوز خبر از آتش بازی می دهند. از درختانی در میان دود می گویند...!!

.

.

.

.

دلم نیامد  از کنار این مطلب تاثر برانگیز در شماره اخیر نشریه همشهری جوان  بگذرم و در این فضا آن را منتشر نکنم و از آن چیزی ننویسم. این گزارش تلخ را میخوانم و مثل همه گزارشهای تلخ دیگر این روزهای روزنامه ها! حالتهای متفاوتی را تجربه می کنم. همیشه اینگونه است ! در کنار چیزهای ناراحت کننده مجبوری به دنبال دلخوشی ها و دلگرمی ها بگردی و به قلبت  کمی ندای امید بدهی... چاره چیست.؟؟ 

 

گاهی وقتها امید و واقعیت هیچ ربطی به هم ندارند...

 

تصنیف باشکوه  "آتش در نیستان" را میشنوم و شعر بی نظیر "درخت" از سیاوش کسرایی را زیر لب زمزمه میکنم!! در کنار این تضاد « آتش و درخت»  همزمان  با شنیدن خبرهای بد دنبال کورسوی امیدی میگردم...!.  شنیدن خبر«دوازده میلیارد خسارت بر اثر آتش سوزی در جنگلهای شمال»  مایوسم می کند.

از دیدن عکس گالن های بیست لیتری که برای مهار آتش جایگزین بالگردهای مجهز می شوند! به فکر فرو میروم.

 

 

ولی در کنار آن، عکس جوانی که با بیل و بطری سعی در مهار آتش دارد و روستایی هایی که با جان و دل برای مهار به دل جنگل میروند دلم را گرم می کند. خاطره فضاهایی که در آنها قدم زده ام و هوای خوششان ، هنوز گوشه ذهنم مانده و امروز خبر نابودیشان عذابم میدهد.

 

کیارام زیبا. جنگلهای اَبَر، جنگلهای دنا در کهگیلویه و بویر احمد  و جنگل زیبای گلستان..

 

هرکدامشان در ذهنم  زیبا  و با عظمت حک شده اند و امروز نمی توانم "تغییر چهره شان " را حتی تصور کنم چه برسد به باور...! کاش یک نفر از اینها برایم خبر بیاورد... بگوید چه شکلی شده اند.!؟  وقتی  در جنگل اَبَر مثل کورهای ساراماگو! همه جا را سفید می بینی و سعی میکنی در آن گم بشوی هنوز هم می شود شیب لغزنده را به کمک درختها بالا بروی...!؟ هنوز هم درختها پناهِ طبیعت هستند...!؟ هنوز با دیدن اَبَر غافلگیر طبیعت میشوی...!؟ اَبَر همچنان جادویی  می ماند...!؟

 

فقط بلدیم منتظر بمانیم باران به داد جنگلهای سوخته برسد... باران مرهم درختان شعله ور بشود. نمیدانم کی متوجه خواهیم شد دست روی دست گذاشتن  و گناه را گردن دیگری انداختن  راه به جایی نمیبرد و چاره در چیز دیگری ست... فکری به حال گالن های آب کنیم. جنگلهای روسیه همزمان با جنگلهای ایران آتش گرفت اما روسها با هواپیماهای غول پیکرشان به جنگ شعله ها رفتند. ما با گالن و بطری و سطلهای وصل به هلی کوپتر...

 

.

.

.

.

 

تو قامت بلند تمنایی ای درخت

همواره خفته است در آغوشت آسمان

بالایی ای درخت

دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار

زیبایی ای درخت

وقتی كه بادها در برگ های در هم تو لانه می كنند

وقتی كه بادها گیسوی سبز فام تو را شانه می كنند

غوغایی ای درخت

وقتی كه چنگ وحشی باران گشوده است

در بزم سرد او

خنیاگر غمین خوش آوایی ای درخت

.

. 

در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت

چون هراز رشته تو با جان خاكیان

پیوند می كنی

پروا مكن ز رعد

پروا مكن ز برق كه بر جایی ای درخت

سر بركش ای رمیده كه همچون امید ما

با مایی ای یگانه و تنهایی

ای درخت

 

"سیاوش کسرایی"

 

 

نظرات مطلب
  • هومن   دوشنبه 18 بهمن 1389 21:52

    سلام خبر واردات کروکودیل ها رو خوندی؟! کلا بیگانه پرستیم!!

  • حدیث   یکشنبه 26 دی 1389 18:35

    زینب عزیز سلام
    مرسی که آدرس وبلاگ قشنگتونو بهم دادی...امیدوارم این همه دغدغه ی سزپرشور و دل پردرد شما وسایرفعالای محیط زیست صدایی بشه و برسه به کسی که دلش واقعا واسه مملکتش میسوزه..فعلا که دور دورکسایی که نه ذره ای تخصص دارن لااقل تو این زمینه(بقیه جاها بماند!!)نه نه یه ذره غیرت ملی تو خونشون هست که لا اقل یه کوچولو دلش واسه خاک سرزمینش که درحال سوختنه بسوزه.......از همین جا هم به سیما،نیلوفر،مایسا و معصومه عزیز وهمه بروبچ گل محیط زیست 85 گرگان سلام میگم...خسته نباشید و خداقوت بچه ها

  • دردمند   شنبه 25 دی 1389 20:10

    سلام خدمت خواهر گرامی ام خانم دوستی،
    از بذل عنایت شما ممنونم و منم برای شما آرزوی توفیق همراه با سلامتی دارم.
    خاطره تلخی رو (البته با قلم خوبتون) یادآوری كردید. اگر چه خیلی زوده كه تبدیل به خاطره بشه!
    مطلبتون منو واداشت تا در ادامه مطلب قبلی ام در مورد آتش سوزی ها چیزی اضافه كنم.

  • خانی   شنبه 25 دی 1389 17:42

    خانم دوستی در زمینه تجهیز ناوگان اطفای حریق هوایی واقعا استانداردها وجود نداره. با شما موافق هستم اما به نظر میاد این فقط آتش نیست که جنگلهای شمال ایران و به طور خاص استان گلستان رو تهدید میکنه. تهدید بزرگتر تغییر کاربری گسترده اراضی جنگلیه!تبدیل جنگل به اراضی کشاورزی که عمدتا هم رها شدند.چیزی که روی زمین شاید نشه اون رو حس کرد و وقتی از بالا و در آسمان به پارک و اطراف اون نگاه میکنی متوجهش میشی.جنگلهای شمال هم قربانی طرح خودکفایی گندم کشور شدند به نحوی.جاده گلستان چندین بار بر اثر سیل از بین رفته اما مسئولان وزارت راه به جای خروج از این مسیر به ترمیم اون اصرار دارن.جاده ای که با موافقت سازمان محیط زیست ساخته شده!ارزیابی هیچ نقشی در محیط زیست ایران نداره فقط یک اسمه که باهاش بازی میکنیم. تجاوز به عمق جنگل و پاکتراشی وبهره برداری سنگین تجاری هم که جای خود دارند.
    جنگلهای گلستان با مجموعه ای از تهدیدها و عوامل نابودی روبروست که آتش سوزی یکی از اوناست. پیشنهاد میکنم شما و دوستانتون در وبلاگ بهشون بپردازید. براتون آرزوی موفقیت دارم

  • هومن   جمعه 24 دی 1389 21:34

    سلام.متن جالبی بود میشه گفت جالب بهش پرداخته بودی. جایگاه ضعیف مدیریت(!) در این مورد اخیر واقعا خودنمایی کرد.
    با آرزوی موفقیت

  • توکان   پنجشنبه 23 دی 1389 17:04

    انگار اصلا حواسمون نیست و نمیدونیم که با این کارامون داریم کم کم تقویم نابودی خودمونا مینویسیم

  • vahid   پنجشنبه 23 دی 1389 16:57

    salam khanume dusti matlabetun khaili khub va tasir gozar bud ama kash az atash suzi jangalhaye kordestan va azarbayjane gharbi ham migoftin ke masahatesh bishtar bud va pusheshe khabarish zaiftar

    • زینب دوستی

      سلام. بله درست می فرمایید آقای زمانی.
      مطلب روزشمار رو دقیقا به نقل از هفته نامه همشهری جوان نوشتم. متاسفانه فرصتش رو نداشتم که بهش بیشتر بپردازم و آتش سوزی مناطق دیگه ایران رو هم که به قول شما پوشش خبری ضعیفی داشتن رو به اون اضافه کنم. راستش با آوردن آتش سوزیهای سریالی! هدفم بیشتر بیان تجهیزات ابتدایی و ناقص ایران در زمینه اطفای حریق جنگلها وتلنگری برای هممون بود. شاید اگه به جای ببر، از روس درخواست بالگرد میکردیم الان هم ببر بیچاره زنده بود هم جنگلها کمتر می سوختند.بازهم ممنون از دقت نظرتون.

  • پرویز   پنجشنبه 23 دی 1389 08:26

    خسته نباشید و دستتون درد نكنه بخاطر زحماتی كه برای حفظ محیط زیست ایران میكشید . امیدوارم كه دولت خیلی خیلی بیشتر از اینها از محیط زیست و همینطور محیط بانان عزیز حمایت كنه .
    باز هم از شما و دیگر همكاران و دوستانتان سپاسگزارم

    • زینب دوستی

      خیلی ممنون از حضورتون.
      چندی پیش جمله جالبی به نقل از یکی از فعالان محیط زیست در جایی خونده بودم. ایشون گفته بودن« ما هر وقت درباره طبیعت ایران صحبت میکنیم حرفهامون رنگ مصیبت میگیره» با حرفشون تا حدودی موافقم. اما می تونم بگم وبلاگ شما به همراه تجربه های سفرهاتون که به زیبایی به تصویر کشیدید تا حدودی امیدوارمون میکنه که این سکه یک روی دیگه ای هم داره... به امید روزی که هممون برای حفظ زیباییاش تلاش کنیم.

  • اعلی حضرت   پنجشنبه 23 دی 1389 04:52

    سلام
    تقویم پر درد محیط زیست....
    میانکاله و ارومیه و گلستان ....که هدف گیری شدن نمی دونم ایندفعه کدوم نقطه با ارزش اکولوژیک دیگه رو انتخاب می کنن که به عنوان هدف بزارن جلوشون و با پلخمون (تیرکمان)نادونی بهش بزنن باید منتظر یک سورپرایز جدید دیگه باشیم و بعد همگی با دهان باز از تعجب بگیم مگه میشه.....
    بعد می گوییم که تجربه ثابت کرده است که همانگونه که جاده و آتش در گلستان شد و همانطور که ببر احیا شد و جاده از میانکاله گذشتو ..هزار تای دیگه ..اینم میشه...یعنی ایندفعه کجاست...؟والا انتظار هرچی رو دیگه آدم داره ..یه جورایی سازگاری پیدا کردیم با این چیزا....
    تیشه به ریشه خودمون داریم می زنیم ...بدجور...
    به امید روزای بهتر

    • زینب دوستی

      سلام. کاملا با جمله آخر فرمایشتون موافقم... ما با تمام وجود در حال نابودی خودمون هستیم و حواسمون نیست این تیشه ای که به ریشه میخوره قابل جبران نیست....! افسوس!
      ممنون و موفق باشید.

  • سیما   پنجشنبه 23 دی 1389 00:55

    خاطره بدی بود!

    چطور نابودی این ذخایر با ارزش رو بعدا میشه جبران کرد؟؟؟

    متن زیبایی نوشتی زینب جان!
    درد دل همه ی محیط زیستی ها و انهاییست که قلبشان برای طبیعت می تپد!

    • زینب دوستی

      سیما جبران رو نمیدونم.!! اما همش فکر میکنم اگر به جای ببر درخواست چیز دیگه ای از روسها میکردیم این اتفاقها نمی افتاد. چقدر خوبه قبل از اقدام نیازهامون رو الویت بندی کنیم!!! یه هواپیمای آب پاش حداقل فایده اش این بود که پارک گلستان به جای یک ماه یه هفته می سوخت!! تصمیم خنده دار احیای ببر مازندران و آوردن ببر از بلاد روس !! حتما مهمتر از یک بالگرد برای اطفای حریقه.
      یه سوال دارم این مسئولان محیط زیست کشور دقیقا قلبشون واسه چی میتپه!!!

  • maysa   پنجشنبه 23 دی 1389 00:54

    این هم تقویم محیط زیستی ما!!!

    • زینب دوستی

      مایسا جان افتخار پیشنهادش رو به هیئت دولت به من میدی یا خودت زحمتش رو میکشی...!!!!!!؟؟؟

وبلاگ ها و سایت های تخصصی و غیر تخصصی محیط زیست بسیارند اما این منجر نشد تا سهم خودمان را در تهیه ی یک وبلاگ محیط زیستی ادا نکنیم. روزی که قدم در این راه گذاشتیم اطلاع چندان زیادی نداشتیم، باشد تا دست نوشته های ما رهنمون دیگران شود.
مطالب این وبلاگ پیرامون علوم مختلف محیط زیست، عکس، اطلاعات متفرقه و تجربه هایی است که در این چند سال بدست آورده ایم!
به این امید که زودتر به هدفمان برسیم، که همانا به کارگیری دانشمان در حفاظت و حمایت محیط زیست بکر و اصلاح محیط زیست تخریب شده در تمام تنها سیاره ی زیستای موجود است.

درباره سایت
آرشیو
نویسندگان
تقویم
کلیه حقوق این سایت محفوظ است. طراحـ ـقالبـ: ـنقاشــ