علوم محیط زست Environmental Science

یادمان باشد محیط زیست میراث گذشتگان نیست، آن را از آیندگان به امانت گرفته ایم.

مدیر سایتسیما سفیدیان

به سایت ما خوش آمدید

آرشیو مطالب

لیست کامل مطالب سایت

آخرین عناوین
موضوعات
پیوندها
روزانه ها
امکانات سایت
آمار کل
بازدید
امروز
بازدید
دیروز
بازدید
ماه قبل
بازدید
این ماه
بازدید
آخرین بازید
بروزرسانی
نعداد مطالب
مطلب
نویسندگان
یکشنبه 8 مرداد 1391  ساعت 13:07 نظرات
نویسنده: زینب دوستی
الا ای مرد کوهستان که سر در آسمان داری
و یا در دشت بی پایان هدف را در نشان داری
به آن دوربین دستانت بگو ای یار تنهایی
نپرسیدی از این آهو که طفلی در میان داری
و او گفت و تو صیاد نشنیدی صدایش را
 بترس از آتش وجدان که خود اندر نهان داری
چه گویی در جواب بره ی مظلوم بی مادر
که خون مادرش را پیش چشمانش روان داری
بمیرد او ز بی شیری ز بعد رنج بی پایان
جهان را سروری و نیست این رسم جهانداری
مدبر باش و خوش طینت خدا را داور خود کن
چو سالاری عدالت کن برادر تا توان داری


موضوع مطلب:
چهارشنبه 30 فروردین 1391  ساعت 23:13 نظرات
نویسنده: زینب دوستی

تماشای فیلم سینمایی " نارنجی پوش "جدای از درگیر شدن یکی دو ساعته با اثر کارگردان خوش فکر و با ذوقی چون داریوش مهرجویی لطف دیگری هم دارد....

در تازه ترین اثر مهرجویی، باموضوع شهر و آلودگی های بصری آن روبرو هستیم....نقش اول فیلم حامد آبان عکاس مجلات و روزنامه هاست که با خواندن کتابی پیرامون " فنگ شویی " تحت تاثیر«پالایش محیط زیست و مبارزه با آشغال زایی» قرار می گیرد و تصمیم می گیرد با پوشیدن لباس نارنجی مخصوص رفتگران به پاکیزگی شهرش بپردازد.

تلاشی به سهم خود برای زیباتر شدن محیط عینی و پیرامونش تا از طریق آن به زبیایی ذهن و درونش برسد. و البته زیبا شدن آینده فرزندش که بی نهایت به او عشق می ورزد. همانطور که در قسمتی از فیلم عنوان می کند که :"من نارنجی پوش شدم تا آینده شما قشنگ باشه". آیندگانی که با ادامه این وضع بدون تردید ما را امانتداران خودخواهی می نامند و از ما به نیکی یاد نخواهند کرد...

قبول کنیم اینکه ما بعد از سفر به آن طرف آبها !و یا دیدن تصاویر خیابانهای کشورهای اروپایی در بحثهای دوستانه و مهمانی ها مدام از تمیزی خیابانهای آنها تعریف کنیم و داد سخن بدهیم و آه بکشیم و حسرت بخوریم، بعد در خیابانهای خودمان آشغال بریزیم هم وجهه خوبی ندارد، هم خودخواهی محض است... اینکه به خودمان اجازه میدهیم در جایی که متعلق به همه است فقط  خودمان تصمیم گیرنده باشیم و آنجا را حریم خود بدانیم نمای زشتی دارد با لباسی از دروغ و تظاهر که انگار قرار است به لیست فرهنگهای غنی مان اضافه شود....!

جمعیت که زیاد شد طبیعت و کوه وجنگل فدای مسکن و پل و جاده شد. گاری ها که رفتند ماشین روزگارمان را سیاه کرد. پیشرفت است دیگر....از در می آید، از پنجره می آید. در تمام ابعاد زندگیمان سرک کشیده... اما هیچ جای این نمونه های ترقی و تکنولوژی اسمی از کثیفی و زشتی های عینی برده نشده که اینقدر برای اول شدن در آن تلاش میکنیم...!

بگدریم.... امید است نگاهی که مهرجویی در فیلم نارنجی پوش به مسائل محیط زیست دارد و از آن به عنوان یکی از دغدغه های همیشگی اش یاد میکند بتواند سبب ایجاد فضایی تازه در سینمای ایران شود. پیوندی  بین سینما و محیط زیست که به دلیل تاثیری که سینما و کارگردانان محبوبی چون مهرجویی می توانند بر بدنه جامعه بگذارند بدون شک پیوند مبارکی ست...

نارنجی پوش میتواند یکی از اولین گام های سینمای ایران در پرداختن به محیط زیست و مسائل پیرامون آن باشد،البته قبل از این نیز  " ابراهیم حاتمی کیا" در بخشهایی از فیلم «به رنگ ارغوان » خود اعتراضات دانشجویان را به تخریب جنگل برای احداث جاده گنجانده بود و از حضور اسماعیل کهرم استاد دانشگاه تهران و چهره آشنای محیط زیست هم بهره برده بود اما تولید و اکران عمومی فیلمی که تمام قد درباره محیط زیست و حاشیه های آن باشد اتفاق خوبی ست

این اتفاق خوب را ارج مینهیم و به احترام داریوش مهرجویی، کادر فیلم خوب نارنجی پوش و تمامی نارنجی پوش ها کلاه از سر برمی داریم...


**عنوان متن: بخشی از دیالوگ فیلم

شنبه 10 دی 1390  ساعت 14:01 نظرات
نویسنده: زینب دوستی

اهمیت روز افزون سیستم های مدیریت زیست محیطی، ایمنی و بهداشت موجب گردیده تا صنایع، سازمان ها و بخش های مختلف پیروی از این سیستم ها را در دستور کار خود قرار دهند. از این رو، استقرار و اجرای نظام های فوق الذکر از جمله راهبردهای فعالیت و توسعه آنان محسوب می شود.


ایزو 14001 چیست؟

 ISOمخفف سازمان بین المللی استاندارد است و عدد 1400 شماره استاندارد و در واقع شماره سری استاندارد  می­باشد. این عدد هیچ گونه مفهوم خاصی ندارد و در هنگام تدوین استانداردهای نظام مدیریت زیست محیطی این شماره برای آنها در نظر گرفته شده است. نظام مدیریت زیست محیطی وضعیت­های مناسبی را برای دستیابی به بهبود مستمر فراهم می­نماید که میزان و گستردگی آن با توجه به جنبه­های اقتصادی و سایر شرایط، توسط سازمان تعیین می­گردد. بایستی توجه نمود که نظام مدیریت زیست محیطی ابزاری ست که سازمان را قادر می­سازد تا به آن سطحی از عملکرد زیست محیطی که خود مقرر می­دارد دست یابد و آن را بطور نظام یافته کنترل نماید. ایجاد و بکارگیری یک نظام مدیریت زیست محیطی بخودی خود و الزاما موجب کاهش فوری پیامدهای نامطلوب زیست محیطی نمی­گردد بلکه توجه اساسی باید بر استقرار مناسب و بهبود مستمر باشد.


تاریخچه ایزو 14000

حفاظت از محیط زیست از مواردی است که بسیاری از سازمان­ها و شرکت ها را بر آن داشته که هر کدام به سهم خویش به ملاحظات زیست محیطی توجه بیشتری نمایند و نظام­هایی را ابداع کنند که با کاربرد آنها بتوانند وضعیت محیط زیست را بهبود بخشند.

اولین گام در تدوین استانداردهای ایزو 14000 در سال 1351 در سازمان ملل متحد درباره انسان و محیط زیست برداشته شد و منجر به تهیه برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد گردید. در سال 1371 کنفرانس سازمان ملل متحد درباره محیط زیست و توسعه پایدار باعث ایجاد گروه فنی 207 در سازمان بین المللی استاندارد گردید که وظیفه این گروه تهیه و تدوین استانداردهای مدیریت محیط زیست(سری 14000) است.

این کمیته در سال 1996 موفق به انتشار اولین سری استاندارد ایزو 14000 گردید که یکی از آنها ایزو 14001 است.

در سال 2004 ویرایش جدید این استاندارد به چاپ رسید که در حال حاضر مبنای صدور غالب گواهینامه برای سازمان­های مختلف در کشور می­باشد. جهت رسیدن به محیط زیست سالم باید سیستم مدیریت زیست محیطی در سازمان ایجاد و برقرار گردد. از اینرو عناصر اصلی سیستم مدیریت زیست محیطی را میتوان در قالب چرخه دمینگ (PDCA)نمایش داد. این فرآیند، نگرش یکپارچه ای نسبت به تحقق بهبود مستمر در سیستم مدیریت زیست محیطی را به وجود می آورد.




ادامه مطلب
موضوع مطلب:
چهارشنبه 22 دی 1389  ساعت 15:15 نظرات
نویسنده: زینب دوستی

 

 

هر صباحی غمی از دور زمان پیش آید

گویم این نیز هم بر سر غم های دگر

باز گویم که نه، دوران حیات این همه نیست

سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر

  

بیست و شش آبان: آتش سوزی ها شروع می شوند. سیجان، ریگ چشمه، کیارام و روستای ترسه مینودشت همان روز می سوزند. حریق در مناطق جدا از هم رخ داده و " نقطه ای" بوده و ربطی به یکدیگر ندارند. مسئولان فکر می کنند نهایتا تا فردای آن روز قضیه ختم به خیر شود. آتش اما کم کم به مناطق دیگر سرایت می کند.

 

بیست و نه آبان: مردم خبر می دهند! که آتش سوزی های چهار روز گذشته منجر به سوختن و از بین رفتن برخی گونه های حیات وحش و گیاهان منحصر به فرد شده و خسارت جبران ناپذیری وارد کرده است.

 

دو آذر: آتش مرحله اول مهار می شود. خبر می دهند آتشی هم که در پارک ملی گلستان آسیب رسانده بود، خاموش شده.

 

شش آذر: فاز دوم آتش سوزی جنگل شروع می شود. جنگل های گرگان، علی آباد کتول و مینودشت آتش گرفته و نیروهای هلال احمر، منابع طبیعی، محیط زیست، لشگر سی گرگان، بسیج و مردم با استفاده از تجهیزات لازم مشغول اطفای حریق می شوند.

 

هفت آذر: در حالی که هفتصد نفر بسیج شده اند تا آتش علی آباد کتول را مهار کنند، خبر می رسد که آتش به جان جنگلهای رودبار در استان گیلان هم افتاده. آنجا یک آتش سوزی دیگر هم اتفاق می افتد که به این یکی ربط ندارد!

 

هشت آذر: شش و نیم هکتار از جنگلهای منطقه کالپوش شهرستان شاهرود هم مرز با جنگلهای گلستان طمعه حریق شد. با پنجاه نفر! نیرو،  آتش مهار می شود اما کارشناس حفاظت و حمایت اداره کل منابع طبیعی استان سمنان خبر می دهد که در دو هفته گذشته این سومین حریق است که در این منطقه رخ داده و در مجموع چهارده هکتار از جنگلهای این منطقه در این مدت دچار حریق شده است.

 

ده آذر: در حالی که همه به گلستان چشم دوخته اند، درختهای یک جای دیگر کشور هم آتش می گیرند. آتش بیست هکتار از جنگلهای دنا در مرز بین کهگیلویه و بویر احمد و چهار محال و بختیاری را در می نوردد... در این حادثه بیش از دویست و پنجاه  اصله درخت بلوط به طور کامل در آتش می سوزند و به سه هزار و هفتصد و پنجاه درخت دیگر هم آسیب جدی وارد می شود.

 

چهارده آذر: استاندار گلستان می گوید که " ما منکر سوختن درختان نیستیم  اما درختانی سوخته اند که پیر و کهنسال بوده یا روی زمین افتاده اند!"

 

شانزده آذر: یکی از زیباترین چشم اندازهای طبیعت ایران؛ جنگل اَبَر در شاهرود هم طعمه حریق می شود. جایی حدود پنجاه کیلومتری شمال شرق شاهرود.

 

بیست و دو آذر: مدیر کل منابع طبیعی استان گیلان خبر میدهد که به دلیل وزش باد گرم سی هکتار از جنگلهای آلیان فومن، ویسرود شفت، سیاهکل و منطقه درفک رودبار آتش گرفته است ولی نیروها مشغول کارند...!

 

بیست و سه آذر: باران به داد جنگلهای گلستان می رسد . خیلی از مناطقی که در مرحله سوم آتش گرفته بود، خاموش میشود.

 

هشت دی: سری چهارم آتش سوزی در شرق جنگلهای گلستان کلید می خورد. هیاتی از خبرنگاران تهرانی برای بازدید از جنگلهای گلستان به منطقه اعزام می شوند.

 

و امروز: همان خبرنگارانی که به منطقه اعزام شده بودند، هنوز خبر از آتش بازی می دهند. از درختانی در میان دود می گویند...!!

.

.

.

.

دلم نیامد  از کنار این مطلب تاثر برانگیز در شماره اخیر نشریه همشهری جوان  بگذرم و در این فضا آن را منتشر نکنم و از آن چیزی ننویسم. این گزارش تلخ را میخوانم و مثل همه گزارشهای تلخ دیگر این روزهای روزنامه ها! حالتهای متفاوتی را تجربه می کنم. همیشه اینگونه است ! در کنار چیزهای ناراحت کننده مجبوری به دنبال دلخوشی ها و دلگرمی ها بگردی و به قلبت  کمی ندای امید بدهی... چاره چیست.؟؟ 

 

گاهی وقتها امید و واقعیت هیچ ربطی به هم ندارند...

 

تصنیف باشکوه  "آتش در نیستان" را میشنوم و شعر بی نظیر "درخت" از سیاوش کسرایی را زیر لب زمزمه میکنم!! در کنار این تضاد « آتش و درخت»  همزمان  با شنیدن خبرهای بد دنبال کورسوی امیدی میگردم...!.  شنیدن خبر«دوازده میلیارد خسارت بر اثر آتش سوزی در جنگلهای شمال»  مایوسم می کند.

از دیدن عکس گالن های بیست لیتری که برای مهار آتش جایگزین بالگردهای مجهز می شوند! به فکر فرو میروم.

 

 

ولی در کنار آن، عکس جوانی که با بیل و بطری سعی در مهار آتش دارد و روستایی هایی که با جان و دل برای مهار به دل جنگل میروند دلم را گرم می کند. خاطره فضاهایی که در آنها قدم زده ام و هوای خوششان ، هنوز گوشه ذهنم مانده و امروز خبر نابودیشان عذابم میدهد.

 

کیارام زیبا. جنگلهای اَبَر، جنگلهای دنا در کهگیلویه و بویر احمد  و جنگل زیبای گلستان..

 

هرکدامشان در ذهنم  زیبا  و با عظمت حک شده اند و امروز نمی توانم "تغییر چهره شان " را حتی تصور کنم چه برسد به باور...! کاش یک نفر از اینها برایم خبر بیاورد... بگوید چه شکلی شده اند.!؟  وقتی  در جنگل اَبَر مثل کورهای ساراماگو! همه جا را سفید می بینی و سعی میکنی در آن گم بشوی هنوز هم می شود شیب لغزنده را به کمک درختها بالا بروی...!؟ هنوز هم درختها پناهِ طبیعت هستند...!؟ هنوز با دیدن اَبَر غافلگیر طبیعت میشوی...!؟ اَبَر همچنان جادویی  می ماند...!؟

 

فقط بلدیم منتظر بمانیم باران به داد جنگلهای سوخته برسد... باران مرهم درختان شعله ور بشود. نمیدانم کی متوجه خواهیم شد دست روی دست گذاشتن  و گناه را گردن دیگری انداختن  راه به جایی نمیبرد و چاره در چیز دیگری ست... فکری به حال گالن های آب کنیم. جنگلهای روسیه همزمان با جنگلهای ایران آتش گرفت اما روسها با هواپیماهای غول پیکرشان به جنگ شعله ها رفتند. ما با گالن و بطری و سطلهای وصل به هلی کوپتر...

 

.

.

.

.

 

تو قامت بلند تمنایی ای درخت

همواره خفته است در آغوشت آسمان

بالایی ای درخت

دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار

زیبایی ای درخت

وقتی كه بادها در برگ های در هم تو لانه می كنند

وقتی كه بادها گیسوی سبز فام تو را شانه می كنند

غوغایی ای درخت

وقتی كه چنگ وحشی باران گشوده است

در بزم سرد او

خنیاگر غمین خوش آوایی ای درخت

.

. 

در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت

چون هراز رشته تو با جان خاكیان

پیوند می كنی

پروا مكن ز رعد

پروا مكن ز برق كه بر جایی ای درخت

سر بركش ای رمیده كه همچون امید ما

با مایی ای یگانه و تنهایی

ای درخت

 

"سیاوش کسرایی"

 

 

1 2 3

وبلاگ ها و سایت های تخصصی و غیر تخصصی محیط زیست بسیارند اما این منجر نشد تا سهم خودمان را در تهیه ی یک وبلاگ محیط زیستی ادا نکنیم. روزی که قدم در این راه گذاشتیم اطلاع چندان زیادی نداشتیم، باشد تا دست نوشته های ما رهنمون دیگران شود.
مطالب این وبلاگ پیرامون علوم مختلف محیط زیست، عکس، اطلاعات متفرقه و تجربه هایی است که در این چند سال بدست آورده ایم!
به این امید که زودتر به هدفمان برسیم، که همانا به کارگیری دانشمان در حفاظت و حمایت محیط زیست بکر و اصلاح محیط زیست تخریب شده در تمام تنها سیاره ی زیستای موجود است.

درباره سایت
آرشیو
نویسندگان
تقویم
کلیه حقوق این سایت محفوظ است. طراحـ ـقالبـ: ـنقاشــ